پنجشنبه 20 اسفند 1388

خبر  »  رويدادهای خبری

دکتر محسن رضایی در یادواره شهدای منصورون

اگر منصورون تبدیل به حزب شود، کوچک می شود

12 بهمن 1387 ساعت 16:27

دکتر محسن رضایی
  دکتر محسن رضایی
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که امر به معروف و نهی از منکر، موجب آبادانی و عمران سرزمین های اسلامی است.
 
 
 
دکتر محسن رضایی در یادواره شهدای منصورون که روز پنج شنبه 10 بهمن 1387 در سالن اجتماعات مسجد ولی عصر (عج) تهران برگزار شد، به تبیین رسالت همرزمان شهدای منصورون پرداخت. متن این سخنرانی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم، حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر. میلاد با سعادت امام محمد باقر(ع) را به شما برادران و خواهران عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم در سایه نهضت بزرگ علمی که ایشان(ع) و فرزند عزیزشان امام جعفر صادق(ع) در جهان اسلام و تاریخ اسلام به راه انداختند، همه ما از نعمت هدایت و معرفت بهره مند شویم. شاید اگر این نهضت علمی نبود، قیام اباعبدالله الحسین(ع) کامل نمی شد. 

آن قیام بزرگ معنوی، سیاسی، فرهنگی نیاز به یک قیام علمی داشت تا تاریخ پر برکت خاندان پیامبر(ص) و معارف ائمه اطهار(ع) تبدیل به گنج عظیمی شود که مسلمانان بتوانند از آن بهره مند شوند.
حرکت دوستان، اعضای ستاد یادواره شهدای منصورون، الحمدالله موجب خیر و برکت شده است تا همه ساله عزیزانی که در سنگرهای دفاع از انقلاب خدماتی داشته اند، دور هم جمع شوند. انشاء الله که با توسل به شهداء و یاد شهداء بتوانیم خودمان را در تداوم این راه نگه داریم. 

بهتر است در اینگونه جلسات که ویژه گرامیداشت یاد شهیدان است، ذکری هم از رسالت شهداء و همرزمان شهداء شود. باید درباره آن عاملی صحبت کنیم که در سالهای مبارزه ما را دور هم جمع کرد و به میدان جهاد در راه انقلاب فرستاد. باید گفته شود که ما برای چه وارد منصورون شدیم؟ چرا منصورون را شکل دادیم؟ 

آیا هدف منصورون و شهدای آن، صرفاً سرنگونی شاه بود و حال که عمر آن رژیم تمام شده و شاهی در کار نیست و از بین رفته، رسالت ما هم تمام شده است؟ آیا ما برای رسالتی بزرگتر از سرنگونی شاه وارد صحنه نشدیم؟ اگر این است، رسالت ما همچنان باقی است و تا آخرین لحظات عمرمان نمی توانیم خود را از این رسالت دور کنیم. 

این رسالت چه بود؟ ما برای چه رسالتی وارد منصورون شدیم؟ من فکر می کنم ما با همان رسالتی وارد منصورون شدیم که حضرت اباعبدالله(ع) از مدینه خارج شد و به سمت کربلا رفت. آن رسالت چیزی جز امر به معروف ونهی از منکر و چیزی جز اصلاح جامعه اسلامی نبود. 

اگر این رسالت مد نظر باشد که هست، پس منصورون یک گروه سیاسی بوده که الان هم وجود دارد و من و شما چه بخواهیم و چه نخواهیم این رسالت روی پیشانی مان نوشته شده است. اگر من و شما برای امر به معروف ونهی از منکر وارد منصورون شدیم، پس منصورون امروز هم هست. شهدای منصورون برای همین جانشان را فدا کردند. 

مشکلی که امروز گریبانگیر حرکتهای اصلاحی اسلامی شده، این است که گوهر و حقیقت امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه اسلامی ضعیف کردیم. خودمان با دستهای خودمان امر به معروف و نهی از منکر را محدود به ظواهر اسلامی کردیم؛ از میان ظواهر اسلامی هم عمدتاً به یک یا دو موضوع پرداختیم. یکی از این موضوعات حجاب بود که البته مفهوم گسترده ای است و از معماری و شهرسازی تا پوشاک افراد را شامل می شود. حجاب را هم به پوشاک تنزل دادیم و در پوشاک هم فقط به مصرف کننده پوشاک نامناسب پرداختیم.
 
اگر امر به معروف و نهی از منکر آن چیزی است که اباعبدالله(ع) برای آن قیام کرد، پس این فریضه باید بسیار مهم تر از آن چیزی باشد که ما امروز تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر در عقیده مان داریم و به آن عمل می کنیم. به نظر می رسد باید این رسالت را به خصوص در شرایط امروز، مورد بازخوانی و بازتعریف قرار دهیم. 

درباره علل قیام حضرت اباعبدالله(ع) چند نظریه وجود دارد: 

1- عده ای می گویند حضرت اباعبدالله(ع) برای این قیام کرد که نمی خواست با یزید بیعت کند. 

2- نظریه دیگر این است که مردم از حضرت اباعبدالله(ع) خواستند و از او دعوت کردند. او هم امام است و نمی تواند به جامعه اسلامی لبیک نگوید. نامه های متعددی از آدم های درست و حسابی برای ایشان نوشته شده بود و ایشان نمی توانستند جواب ندهند. پس طبق این نظریه، قیام اباعبدالله(ع) پاسخ به این نامه ها و دعوت هاست و هدفش تأسیس حکومت اسلامی در نقطه ای خارج از مدینه است. 

3- یک نظریه دیگر هم امر به معروف و نهی از منکر است. کما اینکه در بیان خود اباعبدالله(ع) هم هست که هدفم امربه معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جدم رسول خدا(ص) بود. 

4- آیت الله مطهری در کتاب حماسه حسینی می گوید که اشکالی ندارد اگر هر سه نظریه را بپذیریم چون بالاخره پدیده های اجتماعی چند بعدی هستند. طبق این نظریه، حضرت اباعبدالله(ع) هم برای بیعت نکردن با یزید و هم برای پاسخ به این دعوتی که از ایشان شد و هم برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند. بنابراین مرحوم مطهری نظریه چهارم را ارائه می دهند. 

5- همچنین می توانیم معتقد به یک نظریه پنجم باشیم. این نظریه می گوید که عدم بیعت اباعبدالله(ع)، نوعی امر به معروف و نهی از منکر است و پاسخ مثبت به دعوت کوفیان نیز نوعی امر به معروف و نهی از منکر است. پس اگر دایره امر به معروف ونهی از منکر را وسیع تر بگیریم چنانکه واقعاً وسیع بوده، حضرت اباعبدالله(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد اما نه آن تعریف محدودی که ما از امر به معروف و نهی از منکری ارئه می کنیم و به آن عمل می کنیم.
 
امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) تمام اقدامات و فعالیت های مسلمانان را شامل می شود و همه فروع اسلامی و همه امورات زندگی را می پوشاند. امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک هدف، عام تر از تشکیل حکومت است و آن را هم می پوشاند و بلکه به آن شکل و جهت می دهد. 

در یک حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند که اگر امر به معروف و نهی از منکر در کار نباشد، هیچ کدام از فرایض دوام نخواهد داشت. دوام همه فرایض وابسته به امر به معروف و نهی از منکر است. ایشان باز در همین حدیث توضیح می دهند که امر به معروف و نهی از منکر، موجب آبادانی و عمران سرزمین های اسلامی است. 

اگر این طور باشد، فلسفه گردهم آمدن منصورون، همان فلسفه نهضت حسینی است. ما برای امر به معروف و نهی از منکر دور هم جمع شدیم و منصورون را درست کردیم. آن موقع، مصداق بارز امر به معروف ونهی از منکر این بود که با عامل اصلی فساد و ظلم مبارزه کنیم و شاه را از کشور بیرون بیاندازیم. برای این کار نیازمند یک رهبر اسلامی بودیم که با عنایت خداوند متعال، امام(ره) آمد و ما پشت سر امام حرکت کردیم و نتیجه امر به معروف و نهی از منکر هم این شد که شاه را از بین بردیم. 

شاه ایران، فردی بود که ظاهراً مسلمان و شیعه هم بود. همه کشورهای عربی می گفتند ایرانی ها شیعه هستند و از جمله دلایل بعضی کشورهای عربی برای دشمنی با شاه، همین انتسابش به شیعه و یا شیعه بودنش بود. اما آیا شیعه بودن شاه باعث می شد که ما امر به معروف و نهی از منکر نکنیم؟ خیر. 

ما دو نوع نهضت در تاریخ جهان اسلام داریم. 

یک نوع نهضت های اسلامی، بیرونی هستند و یک نوع از نهضت های اسلامی، درونی هستند. نهضت بیرونی همان است که ما دیگران را به اسلام فرا می خوانیم. نهضت نبوی یک نهضت بیرونی بود یعنی هدف اولش این بود که دیگران را به اسلام فراخوانده و آنها را وارد دایره مسلمانی کند. 

اما پس از تشکیل جامعه اسلامی، شاهد نهضت هایی در درون جوامع اسلامی هستیم که هدفشان اصلاح جامعه اسلامی است. طرف مقابل این نهضتها، کفار و مشرکین نیستند بلکه عمدتاً به دنبال تغییر نگرش و عملکرد مسلمانان نسبت به مسلمانی خودشان هستند. مصداق اعلای نوع دوم نهضت، نهضت حسینی است که هدفش اصلاح جامعه است. 

انقلاب اسلامی ما یک نهضت حسینی برای اصلاح جامعه اسلامی بود. امروز، در نتیجه تلاش های سی ساله بعد از انقلاب، دولت اسلامی شده اما جامعه اسلامی نشده است. البته اسلامی شدن دولت هم فعلاً در این حد است که ساختارش اسلامی شده است. اما بدنه و تشکیلات دولت آن و بروکراسی که در دولتها حاکم است، هنوز پس از 30 سال اسلامی نشده است. 

دانشگاه ما باید اسلامی شود، بازار باید اسلامی شود. اگر این هدف انقلاب بوده و باشد، رسالت منصورون همچنان ادامه دارد و ما نمی توانیم خودمان را از این رسالت دور کنیم. 

البته من نمی گویم که منصورون تبدیل به یک حزب شود. اگر منصورون تبدیل به یک حزب شود، کوچک می شود. در این صورت نمی توانیم احزاب دیگر را نصیحت کنیم. نمی توانیم دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کنیم. 

منصورون فراتر از حزب و سازمان ها بود. علت اینکه ما با منافقین همراه نشدیم، علت اینکه با کمونیست ها متحد نشدیم، علت اینکه به روحانیت متصل شدیم، علت اینکه قرآن و مفاتیح الجنان و نهج البلاغه را به خانه های تیمی بردیم و بر متون اسلامی تکیه کردیم، همین بود که خودمان را در قالب یک تشکیلات سیاسی یا یک حزب کوچک نمی دیدیم. خودمان را مبلغ یک نهضت و رزمندگان یک جبهه اسلامی می دانستیم که فراتر از حزب و گروه است. 

من می خواهم خودم و دوستانم را به این نکته متوجه کنم که رفتارمان طوری نباشد که - خدای ناکرده - روز قیامت شرمنده شهداء شویم. این طور نباشد که همین شهدایی که هر سال برای گرامیداشت یاد آنان جمع می شویم، به ما بگویند چه شد؟ چطور شد که بعد از شهادت ما، شما دست از امر به معروف و نهی از منکر برداشتید.
 
قبل از انقلاب یک عده خاصی از پیرمردهای مذهبی بودند که تا به آنها می گفتی بیا و به نهضت اسلامی مردم کمکی کن، می گفتند: «نخیر آقا، خون مسلمین نباید ریخته شود». اینها بعضاً کسانی بودند که در 15 خرداد به صحنه آمده بودند و نقش مؤثری هم داشتند، ولی بعداً با دهها توجیه از همراهی خودداری می کردند. 

من و شما مثال های فراوانی در ذهنمان داریم از دوستانی که روحانی بودند، متدین بودند، مسجدی بودند و وقتی که می رفتیم و با آنها صحبت می کردیم که به مبارزه بپیوندند، این کار را نمی کردند. اگر امروز ما و شما هم دست از امر به معروف و نهی از منکر برداریم و به اولین نتیجه سالهای مبارزه یعنی استقرار حکومت جمهوری اسلامی اکتفا کنیم، دچار سرنوشت آن عده حاضران در حرکت 15 خرداد شده ایم که به 22 بهمن نپیوستند. 

در این صورت، جواب شهدا را چگونه خواهیم داد؟ جواب شهید صفاتی و دیگران را چه می خواهیم بدهیم؟ در دوران مبارزه شاهد یک عده از متدینین بودیم که تا مقطعی از نهضت، راه را ادامه دادند ولی از یک نقطه ای به بعد، بازنشسته شدند. من سؤالم به نوان یک پرسش استفهامی این است که آیا منصورون بازنشسته شده اند یا همچنان مسیر شهدا را ادامه می دهند؟ 

البته این پرسش من، یک پرسش استفهامی است. باید کارهای فرهنگی منصورون را بیشتر از آن چیزی که امروز انجام می شود، انجام بدهیم. الحمدالله اخیراً پایگاه اطلاع رسانی منصورون برروی شبکه اینترنت راه اندازی شده و هیئت اجرایی که توسط اعضاء انتخاب شده اند، می خواهند برنامه های فرهنگی بیشتری را شروع کنند و محصولات فرهنگی بیشتری را به وجود بیاورند. 

آنچه امروز مورد نیاز جامعه و انقلاب است، تبیین و معرفی معرفت و هویت منصورون است. از همه دوستان می خواهم که فعالانه در صحنه تبیین معرفت و هویت انقلاب حاضر باشند و کمک کنند. همه دوستان باید به صحنه بیایند تا بتوانیم منش، مرام و مکتب منصورون را تبیین کنیم، از آن دفاع کنیم و آن را ادامه دهیم. 



کد مطلب : 59

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش ايميل شما به سايرين