جمعه 21 اسفند 1388

يادداشت و تحليل  »  رويدادهای خبری

در ضرورت بازخوانی تاریخ، تفکر و گفتمان انقلاب اسلامی

فهم نو ؛ فتح نو

به قلم محسن حیدری

16 ارديبهشت 1387 ساعت 12:04

میدان آزادی تهران در جشن های پیروزی انقلاب اسلامی
  میدان آزادی تهران در جشن های پیروزی انقلاب اسلامی
اگر آینده را در نسبت اعتلایی با انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) می خواهیم، ملزم به فهم صحیحی از حقیقت انقلاب هستیم. بهترین و مطمئن ترین راه رسیدن به این فهم صحیح، بررسی و مطالعه انقلاب در سه عرصۀ «تاریخ سازی»، «تفکر»، و «گفتمان» است
 
 
 

1- انقلاب اسلامی، می تواند و شایسته است که موضوع مطاله ما – جوانترها – باشد. اگر خواهان بررسی تاریخی و جامعه شناختی اوضاع ایران هستیم، انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین پدیده اجتماعی عصر ما که تأثیرات شگرفی نیز بر دیگر پدیده های اجتماعی نهاده است، اولین گزینه مطالعاتی ماست.

اگر خواهان بررسی تاریخ تحولات سیاسی ایران و جهان هستیم، انقلاب اسلامی از آنجا که منجر به تشکیل «جمهوری اسلامی» به عنوان یک «ساخت سیاسی متعهد به اسلام» گردید، و تاکنون نیز تاریخی بیست و پنج ساله را در عرصه روابط داخلی و خارجی رقم زده است، اولین گزینه مطالعاتی ماست.

اگر خواهان بررسی ها و پژوهش های دین شناختی هستیم، انقلاب اسلامی از آنجا که متصف به اوصاف اسلامی و منتسب به ماهیت دینی است و از آنجا که زایشی نو در گفتمان های اسلامی عصر ما بود و نیز از آنجا که موجب تأثیرات قاره ای و جهانی و فرازمانی بر گفتمان های اسلامی و حتی غیر اسلامی
اگر خواهان بررسی ها و پژوهش های دین شناختی هستیم، انقلاب اسلامی از آنجا که متصف به اوصاف اسلامی و منتسب به ماهیت دینی است و از آنجا که زایشی نو در گفتمان های اسلامی عصر ما بود و نیز از آنجا که موجب تأثیرات قاره ای و جهانی و فرازمانی بر گفتمان های اسلامی و حتی غیر اسلامی شد، اولین گزینه مطالعاتی ماست
شد، اولین گزینه مطالعاتی ماست.

و بالاخره اگر خواهان خلق آینده ای مطلوب – هر آینده ای – هستیم، باز هم انقلاب اسلامی اولین گزینه مطالعاتی ماست. چرا که آینده از مسیر اکنون و در امتداد گذشته ها، حیات می یابد و زیست می کند. و این هر دو، عجین با انقلاب اسلامی است. پس، فردا هم لاجرم نسبتی با انقلاب ما خواهد داشت. مگر آن که بتوان مفهوم زمان را و مفهوم تاریخ را قلب کرد. که هرگز نمی توان.

2- به ویژه اگر آینده را در نسبت اعتلایی با انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) می خواهیم، ملزم به فهم صحیحی از حقیقت انقلاب هستیم. در این برهه زمانی (سال 1382 هجری شمسی) به نظر می رسد بهترین و مطمئن ترین راه رسیدن به این فهم صحیح، بررسی و مطالعه انقلاب در سه عرصۀ «تاریخ سازی»، «تفکر»، و «گفتمان» است.

و صد البته فهم مجرد این سه، دری به فهم انقلاب اسلامی نخواهد گشود. بلکه این سه معرفت باید در حد امکان نزدیک و ادغام شوند تا به نگرشی جریان شناسانه مبتنی بر مفهوم گفتمان و تحلیل های گفتمانی با رویکردهای تاریخی برسیم.

این معرفت علاوه بر ضریب اطمینان بالاتر، کارایی افزون تری نیز دارد. و دقیقاً چنین نگرشی است که مورد نیاز شدید ما به عنوان علاقمندان انقلاب اسلامی است؛ نگرشی جریان شناسانه با روش تحلیل گفتمان و رویکرد تاریخی. چنین نگرشی؛
- توان تحمل تنش های احتمالی آینده را در فرد و جامعه ایجاد می کند و افزایش می دهد.
- امکان همکاری، همدلیو تعاون نیروها را در عین اختلاف و افتراق – که از مقتضیات امروز نیروهای انقلاب است – فراهم می آورد.
- توان و کارایی جبهه انقلاب اسلامی را در کنترل و هدایت بحران ها بالا می
چنین نگرشی؛ توان تحمل تنش های احتمالی آینده را در فرد و جامعه ایجاد می کند و افزایش می دهد. امکان همکاری، همدلیو تعاون نیروها را در عین اختلاف و افتراق – که از مقتضیات امروز نیروهای انقلاب است – فراهم می آورد. توان و کارایی جبهه انقلاب اسلامی را در کنترل و هدایت بحران ها بالا می برد. تا حد زیادی از تصمیات نا آزموده و ناصحیح خواهد کاست. و این امکان را به نسل نو انقلاب اسلامی می دهد که ضمن کسب توانایی برای ارائه نظام مند و کارآمد «حقیقت تفکر انقلاب اسلامی»، در همه مکان ها و زمان ها از گزند التقاط و انجماد مصون بماند
برد.
- تا حد زیادی از تصمیات نا آزموده و ناصحیح خواهد کاست.
- و این امکان را به نسل نو انقلاب اسلامی می دهد که ضمن کسب توانایی برای ارائه نظام مند و کارآمد «حقیقت تفکر انقلاب اسلامی»، در همه مکان ها و زمان ها از گزند التقاط و انجماد مصون بماند.

3- نسل های نو انقلاب اسلامی یعنی کسانی که خواهان خلق آینده در نسبت دلخواه با انقلاب اسلامی و راه امام (ره) هستند، اقتضائات ویژه ای را در خود و بر زمانه ای که زیستنگاه آنان است، درک می کند. آن چه موجب همسویی آنان با نسل های قبلی انقلاب می شود، اتصاف این هر دو به هواداری انقلاب اسلامی است، نه لزوماً وحدت در نگاه ایشان به انقلاب اسلامی، راه طی شده و راه در پیش رو.

4- اگرچه موضوع این مقاله، «ضرورت بازخوانی تاریخ، تفکر و گفتمان انقلاب اسلامی» است اما به نظر می رسد ذکر ضرورت این بازخوانی، کاری نه چندان مؤثر باشد چرا که این ضرورت، مدت هاست که متولد شده و این بازخوانی عملاً آغاز گشته است.

هرگاه یکی از افراد نسل نو انقلاب اسلامی با مطالعه میراث رهبران و اصحاب نخستین امام (ره) و انقلاب، در خود شوقی آمیخته با دلهره – تردید و اندیشه ورزی می یابد، می توان گفت این بازخوانی، مرحله «درک ضرورت» را سپری کرده و وارد آغازین مراحل عملی شده است.

5- پس بهتر است از ذکر ضرورت بازخوانی تاریخ، تفکر و گفتمان انقلاب بگذریم و این مرحله را بسپریم و «ضرورت عمل آگاهانه و امیدوارانه در ادامه این بازخوانی» را پیام این مقاله قرار دهیم.

پی نوشت:

1- و مراد از تاریخ سازی در مورد انقلاب دو چیز است: الف) نقش انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در تحولات سیاسی اجتماعی ایران و جهان در نیمه دوم قرن بیستم و نیمه نخست قرن بیست و یکم. (موضوع علم تاریخ). ب) نقش انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر روندها و جریان کلی تحولات تاریخ بشری که از این پی خواهد آمد. (موضوع فلسفه تاریخ).

2- مراد از تفکر انقلاب اسلامی، آن اندیشه ای است که دست به کار آغاز انقلاب زد، آن را همراهی و یاری کرد، و در پیروزی اش شریک شد و در شکل گیری و تداوم حاکمیت آن سهیم شد. این تفکر الهی و آزاده همان وجه تفاوت انقلاب ایران با دیگر جنبش ها و انقلاب
اگرچه موضوع این مقاله، «ضرورت بازخوانی تاریخ، تفکر و گفتمان انقلاب اسلامی» است اما به نظر می رسد ذکر ضرورت این بازخوانی، کاری نه چندان مؤثر باشد چرا که این ضرورت، مدت هاست که متولد شده و این بازخوانی عملاً آغاز گشته است
هاست. همان چیزی که باعث شد انقلاب ایران نه به عنوان چیزی که اتفاق می افتد بلکه به عنوان چیزی که آفریده می شود، مورد مطالعه قرار گیرد. تفکر انقلاب، همانا تفکر رهبران و اصحاب نخستین انقلاب (از قبیل: امام (ره)، شهید مطهری، شهید صدر، شهید بهشتی و ...) است که البته در زمینه ای تاریخی – سیاسی – اجتماعی و در عمقی نظری در قالب یک ایدئولوژی – به مفهوم کلاسیک آن – به وحدت می رسد.

2- منظور از گفتمان انقلاب اسلامی، منطق مخاطبه رهبران انقلاب با خود، مردم کشور خود و جهانیان است. و به عبارت دیگر، آن طرز اندیشیدن، نگریستن و سخن گفتن نظام مند و وحدت زایی است که رهبران و اصحاب نخستین انقلاب برای مخاطبه و با مردم و تبادل معانی با آنان برگزیدند. و این انتخاب، خودآگاهانه یا ناآگاهانه نه از روی اتفاق بلکه حکایت کننده از جهت گیری های عمومی اسلام شناختی و انسان شناختی ایشان دارد. گفتمان انقلاب اسلامی آن نظم نمادینی است که به همفکران و هواداران خود امکان صحبت و ارتباط با یکدیگر را می دهد و ما اگر در جستجوی حقیقت انقلاب اسلامی هستیم باید راهی به این نظم نمادین بگشاییم.

3- رویکردهای تاریخی مورد اشاره، در دو سطح قابل بررسی است: الف) تاریخ تحولات سیاسی ایران و منطقه. ب) تاریخ اندیشه سیاسی و تاریخ اندیشه اسلامی.


توضیح: این مقاله در مهر ماه 1382 در شماره نخست ماهنامه دانشجویی فتح نو منتشر شده بود که بدون حک و اصلاح در اینجا منتشر می شود زیرا نویسنده احساس می کند هنوز جای خالی این ایده در فضای سیاسی فکری کشور پر نشده است.

کد مطلب : 27

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش ايميل شما به سايرين