شنبه 13 شهريور 1389

ميزگرد و گفتگو  »  کتابخانه و مرکز اسناد

ارتباط جمعیت منصورون و شهید اندرزگو از زبان سید مرتضی نعمت زاده

ملاقات هیأت سه نفره منصورون با شهید اندرزگو در مشهد

30 ارديبهشت 1387 ساعت 9:45

آقای سید مرتضی نعمت زاده
  آقای سید مرتضی نعمت زاده
من به همراه شهید محمد جهان آرا و نفر سومی که احتمالاً برادر محسن [رضایی] بود، عازم مشهد شدیم. این سفر در اوایل سال 1357 بود و در مشهد با ایشان جلساتی را داشتیم که بسیار مفید بود
 
 
 

گفتگو و تنظیم متن از محسن حیدری

اشاره: متن حاضر حاصل گفتگو با آقای سید مرتضی نعمت زاده است. وی در این گفتگو به تشریح برخی از روایای ارتباط سیاسی جمعیت منصورون و حزب مؤتلفه اسلامی می پردازد. پیش از این برخی از جزئیات ارتباط منصورون با شهید مهدی عراقی از رهبران مؤتلفه اسلامی را از زبان ایشان منتشر نموده ایم. 

آقای سید مرتضی نعمت زاده درباره چگونگی برقرای ارتباط بین منصورون و شهید اندرزگو می گوید: کانال برقراری ارتباط با شهید اندرزگو آقای رضا بصیرزاده بود. از یک طرف ارتباط خوبی با روحانیت داشتیم و از طرف دیگر درصدد تأمین
یک قراری توسط آقای بصیرزاده بین ما و شهید اندرزگو در مشهد تنظیم شد. من به همراه شهید محمد جهان آرا و نفر سومی که احتمالاً برادر محسن [رضایی] بود، عازم مشهد شدیم
سلاح برای گسترش کار مبارزه بودیم. تلاش کردیم ارتباط ها را به سمت تأمین سلاح سوق بدهیم. در این فضا، ارتباط مان با شهید اندرزگو برقرار شد. یک قراری توسط آقای بصیرزاده بین ما و شهید اندرزگو در مشهد تنظیم شد. من به همراه شهید محمد جهان آرا و نفر سومی که احتمالاً برادر محسن [رضایی] بود، عازم مشهد شدیم. این سفر در اوایل سال 1357 بود و در مشهد با ایشان جلساتی را داشتیم که بسیار مفید بود.

وی در پاسخ به این سؤال که در این دیدارها، برجسته ترین ویژگی شخصیتی شهید اندرزگو را چه دیده است، می گوید: شهید اندرزگو با این که در شهرهای مختلف از جمله مشهد که شهر اصلی ایشان بود، تحت تعقیب بود، از چنان شجاعتی برخوردار بود که بعضاً با لباس مبدل در خانه قدیمی خودش رفت و آمد می کرد. و یکی از جلساتی که با ایشان داشتیم، فکر می کنم در منزل شخصی خود ایشان بود. 

وی همچنین نتایج برقرای ارتباط با شهید اندرزگو را مفید ارزیابی می کند و معتقد است: ارتباط
به پیشنهاد شهید اندرزگو و به کمک ایشان برای انتقال نیروها به خارج از کشور جهت ارتقاء تجربیات سیاسی – نظامی اقدام کردیم. 3 نفر از برادرها [آقایان رضا بصیرزاده، سید احمد آوایی و سید اصغر ابن الرسول] راهی سوریه و لبنان شده بودند
با شهید اندرزگو منتهی به چند کار شد.

وی در تشریح اولین محور فعالیت ها بعد از برقراری ارتباط با شهید اندرزگو می گوید: اولاًً توانستیم با استفاده از این ارتباط ها تعداد زیادی اسلحه را از مرزهای شرقی کشور، از محور زاهدان تأمین کنیم. تهیه، تأمین و انتقال سلاح ها اصولاً از طریق آقای بصیرزاده انجام می گرفت. خود شهید اندرزگو هم یک قبضه سلاح مورد نیازش بود که گفت و توسط برادران ما از همین محموله سلاح ها در اختیارش قرار گرفت. تعداد سلاح ها و چگونگی خرید را باید از آقای بصیرزاده بپرسید. اسامی افراد واسطه یادم نیست ولی قطعاً برادرمان قدیر [سرگزی مقدم] نبود. در جریان جزئیات کار تهیه و انتقال اسلحه نبودم. طبیعت کار محرمانه اقتضا می کرد که من این اطلاعات را نداشته باشم.

وی همچنین در مورد دومین محور فعالیت ها بعد از برقراری ارتباط با شهید اندرزگومی گوید:ثانیاً، به پیشنهاد شهید اندرزگو و به کمک ایشان برای انتقال نیروها به خارج از کشور جهت ارتقاء تجربیات سیاسی – نظامی اقدام کردیم. 3 نفر از برادرها [آقایان رضا بصیرزاده، سید احمد آوایی و سید اصغر ابن الرسول]
ما به فاصله یک ساعت بعد از شهادت اندرزگو از طریق تلفن آقای پنبه کار به شهید محمد جهان آرا و تلفن محمد به آقای [حاج محسن] اشرف پور، از شهادت ایشان مطلع شدیم
راهی سوریه و لبنان شده بودند و قرار بود من و شهید سید محمد جهان آرا در روز 17 شهریور 1357 به آنها بپیوندیم که به علت شتاب گرفتن تحولات انقلاب و حادثه کشتار 17 شهریور احساس کردیم دیگر سرعت تحولات انقلاب به گونه ای است که نمی توانیم برای ارتقاء سیاسی – نظامی خودمان به سوریه برویم و برگردیم. در ایران باقی ماندیم و مبارزات را با مجموعه برادران منصورون، با یک سازماندهی و شکل جدید ادامه دادیم.

وی در ادامه درباره سومین محور فعالیت ها بعد از برقراری ارتباط با شهید اندرزگو می گوید: ثالثاً، به کمک ایشان موفق به گسترش ارتباطات سیاسی در داخل کشور شدیم که از جمله نتایج آن برقرای ارتباط با حاج مهدی عراقی بود. چون شهید اندرزگو خودش از رهبران و چهره های مهم مؤتلفه اسلامی بود، ارتباط ما را با ایشان برقرار کرد.

آقای نعمت زاده در مورد ابعاد دیگر ارتباط منصورون با شهید اندرزگو می گوید: آقای بصیرزاده ارتباط خوب و نسبتاً
کل تشکیلات بسیج شده بود که به آقای بصیرزاده دسترسی پیدا کنیم و بگوییم محیط آلوده و پلیسی است و نباید سر قرار اندرزگو برود واگرنه آسیب می بیند
منظمی با ایشان داشت. صبح فردای همان روز 19 رمضان که اندرزگو به شهادت رسید، آقای بصیرزاده با او قراری داشت که موضوع انتقال افراد به سوریه را تکمیل کند. ما به فاصله یک ساعت بعد از شهادت اندرزگو از طریق تلفن آقای پنبه کار به شهید محمد جهان آرا و تلفن محمد به آقای [حاج محسن] اشرف پور، از شهادت ایشان مطلع شدیم. آن روز غروب، کل تشکیلات بسیج شده بود که به آقای بصیرزاده دسترسی پیدا کنیم و بگوییم محیط آلوده و پلیسی است و نباید سر قرار اندرزگو برود واگرنه آسیب می بیند. که این ماجرا را باید به طور جداگانه و از زبان آقای پنبه کار و اشرف پور بیان کنید.

وی درباره افرادی از منصورون که در مقطع زمانی بهار و تابستان 1357 با شهید اندرزگو جلساتی را داشته اند، می گوید: آقای بصیرزاده، من، شهید سید محمد جهان آرا، احتمالاً برادر محسن [رضایی] که فکر می کنم همان نفر سوم ما در سفر مشهد بود، و احتمالاً آقای باقر تحویل زاده، افرادی بودند که در تشکیلات ما با شهید اندرزگو مرتبط بودند.

کد مطلب : 34

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش ايميل شما به سايرين